تبليغاتX
میخانه عشاق ولایت

                           میخانه عشاق ولایت

خوشا آنانکه با عشق حسینی/شهادت را پسندیدند و رفتند/خوشا آنانکه هنگام شهادت/بجای گریه خندیدند و رفتند


 

شهید محمدرضا تورجی زاده

شهید محمدرضا تورجی زاده در سال ۱۳۴۳ در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد.

در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزاداری شرکت می نمود.  در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود.

ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود.

کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند.

با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت.

شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم خرداد 1391 توسط سیدعلی اسلامی



 
 
شهید محمد مهدی کازرونی
 
شهید محمد مهدی کازرونی در سال 1339 در روستای «سعدی» شهرستان« کرمان» به دنیا آمد.
 
از دوران کودکی شور دینی و علاقه اش به یادگیری قرآن و احکام در میان خانواده و خویشاوندان مشهود بود.
 
روزهای انقلاب با دوران نوجوانی مهدی همراه بود. وقتی درخت انقلاب به بار پیروزی نشست ، مهدی هنوز از مرز بیست عبور نکرده بود که تدبیرهای او به عنوان یکی از فرماندهان سپاه کرمان بسیاری از توطئه های منافقین و اشرار منطقه کویری راهی کرد.
 
در بیست و یک سالگی از فرماندهان سپاه کردستان بود. لیاقت او در فرماندهی باعث شد تا در شهرهایی که پای مهدی به آنجا می رسد صلح و آرامش برقرار شود.
 
وقتی صدای تانکهای تجاوز در گوش خاک ایران پیچید فصل تازه ای از زندگی مهدی آغاز شد.
 
عملیات والفجر 4 نقطه رهایی مهدی از بند این دنیا بود او وقتی به خاک افتاد انگار بیش از هزار مرد بود.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط سیدعلی اسلامی



 

شهید محمد علی گنجی زاده

در سال ۱۳۴۱ش بود که شهيد محمدعلي گنجي‏زاده در بخش زواره اردستان از شهرستان‏هاي استان اصفهان چشم به جهان هستي گشود.

شهید گنجی زاده از همان دوران كودكي علاقه زيادي به اسلام داشت و در تمام مجالس عزاداري شركت مي كرد و در سن 5 سالگي به دبستان رفت و از همان آغاز جزء بهترين و ممتازترين شاگردان بود و به مناسبت استعداد بي نظيرش و به توصيه معلمين و دبيران ,خانواده اش وي را به جهت ادامه تحصيل به اصفهان فرستادند و دوران تحصيل او مصادف با اوج گيري انقلاب و تظاهرات مردم بود .

خصلت پاك و دوست داشتني و رازداري و ميل به گمنام بودن و مطرح نشدن در ميان توده از خصوصيات ذاتي وي به شمار مي آمد .

شهید گنجی زاده شور و شوق عجيبي براي آموختن علوم ديني داشت، به‏همين علت از کودکي به مسجد رفت. تحصيلاتش را با معدل ۱۹ و ۲۶ صدم در رشته رياضي فيزيک تا اخذ مدرک ديپلم در اصفهان ادامه داد و با رتبه ۱۰۶ در رشته برق و ‌الکترونيک پذيرفته شد.

شهید گنجي‏زاده با آغاز انقلاب فرهنگي در دانشگاه‌ها به استان کردستان عزيمت کرد و طي مدت ۶ ماه در نهاد جهاد سازندگي به فعاليت پرداخت.

جنگ تحميلي برگ زرين ديگري از زندگي او بود، هجوم تجاوزکارانه رژيم بعثي عراق، محمدعلي را در لباس سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به جبهه‏هاي حق عليه باطل رهنمون ساخت.

شهید گنجی زاده  پس از پايان دوره آموزشي تحت عنوان مربي تخريب به فعاليت مشغول شد. گنجي‏زاده پس از شهادت سردار ناصر کاظمي، مسئوليت فرماندهي تيپ شهداء را بر عهده گرفت.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط سیدعلی اسلامی



 

شهید علی قمی کردی

شهید علی قمی کردی در سال 1339 ه ش در شهر مقدس قم به دنیا آمد و 24 سال بعد در کردستان به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

در دوران انقلاب شکوهمند اسلامی ،هنگام پخش اعلامیه و نوار ،مورد اصابت گلوله مزدوران رژیم قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

این جراحات باعث شد یک پای ایشان مقداری کوتاه شود. پس از انقلاب نیز هنگامی که ایشان مشغول آموزش نظامی به نیروها بودند، از ناحیه پای سالم خود به شدت شکستگی استخوان پیدا می کند و به همین دلیل تا لحظه شهادت از ناحیه پاهای خود ناراحتی و مشکل داشتند.

علی رغم مخالفت مسئولان با حضور ایشان در «کردستان» به دلیل وضعیت جسمانی وی ،او بی توجه به هشدار ها و توصیه ها به همراه شهیدان « محمد بروجردی »، «ناصر کاظمی»، «محمود کاوه» و «علی گنجی زاده» عازم «کردستان» شد و تیپ ویژه شهدا را که بعدها تبدیل به لشگر شد پایه گذاری نمودند و تا سال 63 در سمت فرماندهی عملیات و قائم مقام تیپ مشغول فعالیت بود.

پس از شهادت وی تلاش خانواده اش برای یافتند وصیتنامه از او به نتیجه نرسید . تا اینکه شهید «محمود کاوه» در خواب شهید« قمی» را می بیند و «علی» به او می گوید که وصیت نامه ام لای یکی از کتاب هایم قرار دارد و نام کتاب را نیز به شهید« کاوه» می گوید.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 توسط سیدعلی اسلامی



شهید علیرضا نوری

شهید علیرضا نوری در مهر ماه 1331 در محلة "سردار" در شهرستان "ساری" متولد شد. او پنجمين فرزند خانواده بود.

هنگام تولد، پدرش به حج مشرف شده بود و پدر بزرگش اذان و اقامه در گوش او قرائت کرد. در سه سالگی به کودکستان رفت .

از کودکی با پدرش به مسجد می رفت و با تقليد از پدرش نماز می خواند. بسيار پر جنب و جوش بود و با همة بچه های محله ارتباط بر قرار می کرد و به کارهای دسته جمعی علاقه مند بود.

 کنجکاو بود و به ساختن وسايل و اسباب بازی بسيار علاقه داشت. گاهی در مغازه به پدرش کمک می کرد؛ به مطالعه و ورزش می پرداخت و در شنا و ورزش رزمی مقامهايی سب کرد.

در سال 1337 به مدرسه ابتدايی رفت. بسيار با استعداد بود و دوران ابتدايی و راهنمايي را با موفقيت به پايان رسانيد و سپس در دبيرستان "شريف" شهرستان "ساری" ادامه تحصيل داد.

در سال 1350 آخرين سال تحصيلی را می گذراند که پدرش را از دست داد. درگذشت پدر اگر چه غمی جانکاه و سنگين برای او بود ولی با بردباری به تحصيل ادامه داد و در همين سال موفق به اخذ ديپلم رياضی شد.

با فرارسيدن دوران خدمت سربازی به مدت دو سال در ارتش خدمت کرد و پس از پايان خدمت در سازمان محيط زيست مشغول به کار شد.

در سال 1354 با شرکت در آزمون سراسری در دانشکده پلی تکنيک در رشته مهندسی راه و ساختمان پذيرفته شد. پس از مدتی به استخدام راه آهن در آمد؛ ابتدا در راه آهن ساری بود ولی بعدها به تهران منتقل شد و در قسمت پل سازی و ساختمان راه آهن به عنوان تکنسين مشغول شد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط سیدعلی اسلامی



شهید علی اکبر حاجی پور امیر

شهید علی اكبر حاجی پور در سال 1330 در شهر آذرشهر از توابع تبريز در خانواده ای مومن و مذهبی ديده به جهان گشود.

تولد او با فقر آغاز شد. پدرش كارگر بود و از دسترنج خود، هزينة خانواده را تامين ميكرد. علی اكبر سال اول ابتدايی را با موفقيت سپری كرد.

شهید حاجی پور هشت ساله بود كه پدرش به علت كار زياد، نقص عضو میشود و از كار ميافتد. علی اكبر كه فرزند ارشد خانواده بود، مجبور ميشود هم كار كند و هم درس بخواند. او در يك كارگاه قالی بافی مشغول كار ميشود تا خرج زندگی خانواده را تامين نمايد.

شهید حاجی پور به رغم تامين معاش خانواده دوره ابتدايی را با موفقيت تمام پشت سر ميگذارد، اما فشار زندگی چنان بر دوش كوچك و ناتوانش سنگينی ميكند كه ناگزير ميشود ترك تحصيل نمايد، ولی علاقه به تحصيل هرگز در او از بين نميرود.

شهید حاجی پور در سال 13۴6 به دليل بيكاری و به اميد يافتن كار، به تهران سفر ميكند. در تهران وارد ارتش ميشود.

پس از مدتی كه با وضع ارتش آشنا ميشود، استعفا ميدهد، اما موافقت نميشود. در ارتش كه چندان جو مساعد نبود، فرائض مذهبی را انجام ميدهد و بخاطر اين كار و به جرم انجام واجبات، چند بار بازداشت ميشود، ولی در هر بازداشت، بيشتر به ماهيت رژيم ستم شاهی پی میبرد.

در سال 1356، در حالی كه انقلاب اسلامی گام های نخستين خود را بر ميداشت، علی اكبر همراه چند نفر از دوستانش، با تعدادی اسلحه و مهمات، از ارتش فرار ميكند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 توسط سیدعلی اسلامی



شهید کاوه نبیری

شهید کاوه نبیری در سال 1341 در تهران متولد شد. مدتی بعد خانواده اش به اراک مهاجرت کردند.

او تحصیلات خود را با کمال موفقیت تا هنگام پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در اراک ادامه داد. در مبارزات و تظاهرات مردم ایران علیه رژیم سفاک ستم شاهی شرکت مؤثر داشت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی لباس مقدس پاسداری را زینت بخش قامت استوار خود نمود و با آغاز هجوم تجاوز دشمنان به خاک میهن اسلامی قدم در عرصه دفاع از حریم اسلام گذاشت.

در سرکوبی ضدانقلاب در شورشهای کردستان که به دست عاملان داخلی استکبار جهانی، جهت مقابله با انقلاب اسلامی و تجزیه کردستان به وجود آمده بود، شرکت فعال داشت .

خاطره رشادت های بی نظیر او در پاکسازی شهرهای بانه ,سردشت، مهاباد, مریوان , پاوه , سردشت و گیلان غرب در حافظه تاریخ افتخار آمیز ایران به یادگار مانده است.

پس از پاکسازی کردستان از وجود پلید ضد انقلاب به جبهه های جنوب روی آورد.او بارها در عملیات مختلف رزمندگان اسلام بر علیه دشمن متجاوز بعثی شرکت فعالانه داشت.

در عملیات پیروزمند فتح المبین و بیت المقدس در سمت فرمانده گروهان نقش بسیار مؤثری ایفاء نمود.

جوهره وجودی اش، به طور سریع خصوصیات بارزی همانند قدرت فرماندهی شجاعت، روحیه قوی، تقوا و قدرت برنامه ریزی را به نمایش می گذاشت.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 توسط سیدعلی اسلامی



شهید سيد يوسف کابلی

شهید سید یوسف کابلی در 29 آبان ماه 1335 در يك خانواده مذهبی و در يكی از جنوبی ترين مناطق تهران چشم به جهان گشود.

كودكي‌اش همچون هم سن و سالانش در شور و نشاط گذشت. خانواده مذهبي او از همان سنين ابتدايي سوره‌هاي كوچك قرآن را به او آموختند.

وقتي وارد دبستان شد بسياري از سوره‌هاي قرآن را حفظ بود و نمازش ترك نمي‌شد. در دوران تحصيل آنچه كه او را از ساير دوستانش متمايز مي‌ساخت هوش سرشار و روح ايثارگري او بود.

در دوران دبيرستان سعي مي‌كرد تلاوت قرآن را به دوستان و ساير محصلان ياد بدهد و براي آنها رساله امام خميني (ره) را آموزش مي‌داد.

پس از اتمام دبيرستان در سه رشته شيمي‌ در دانشگاه تبريز، رشته الهيات در دانشگاه شيراز و رشته مهندسي طراحی در دانشگاه علم و صنعت تهران قبول شد كه از اين ميان رشته مهندسي را برگزيد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم اسفند 1390 توسط سیدعلی اسلامی



 

شهيد حسين اجاقی

شهید حسین اجاقی در پائيز سال 1343در شهر كرمانشاه در خانواده اي مذهبي متولد شد.

مسائل اعتقادي و ديني را ابتدا از مادر بزرگش كه زن فاضله اي بود آموخت و سپس با محيط مسجد مانوس گرديد.   

با شروع انقلاب اسلامي با وجود سن كم در تمامي تظاهراتهاي ضد رژيم شركت مي كرد. به طوري كه خانواده اش از اين همه فعاليت او به تنگ آمده بودند و سعي مي كردند جانش را از خطر حفظ كنند.

پس از پيروزي انقلاب اين نوجوان پاك باخته خود را وقف حفاظت و حراست از آن مي نمود و به همراه دوستانش به نگهباني از اماكن حساس شهر مي پرداخت.

با صدور فرمان امام خميني (ره) مبني بر تشكيل ارتش بيست ميليوني به جمع بسيجيان سلحشور امام خميني پيوست.

فعاليتهاي گسترده اي را در مسجد موسي بن جعفر (ع) آغاز كرد در سال 1360 به عضويت سپاه در آمد و به دليل شجاعت فوق العاده و توانايي نظامي به فرماندهي گردان انتخاب گردید.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 توسط سیدعلی اسلامی



شهید رضا داروئیان

شهيد حاج رضا داروئيان در سومين روز رمضان المبارک 1386  ه . ق برابر 24 آذرماه 1345  شمسي در خانواده اي مذهبي که آن زمان در محله شتربان ـ کوچه حاجي آقا بابا تبریز سکونت داشتند ديده به جهان گشود

ستاره اي در آسمان خانواده داروئيان درخشيدن گرفت که بعد از سالها در زمره کهکشاني سترگ و عظيم درآمد بنام شهادت، ستاره اي که با پيوستن به کهکشان بيکران شهادت تبديل به خورشيدي روشني بخش گرديد که هزاران خورشيد اين جهان در سايه پرتو و گرماي آن جان گرفتند و مي گيرند

اين شيعه عزيز از کودکي علاقه وافري به قرآن کريم و حفظ سوره هاي آن داشت به طوريکه زير بناي اعتقادي و سنگ زرين ايمان او با کتاب حيات بخش بشريت مستحکم شد

  در نوجواني به حلقه بزرگاني با سواد و بادانش ملحق گرديد و در اکثر مسائل اعتقادي و ديني و بحث هاي بغرنج قرآني برابر با بزرگان و دوشادوش آنان طي طريق  مي نمود و بعضا ً سبقت از عده اي مي گرفت که حکايت از برجستگي و ممتازي وي مي نمود  

در بين همسالان خود ، چه در برنامه هاي رزمي ، نظامي و چه در مسائل اعتقادي وفرهنگي و حتي در مسائل درسي و مدرسه اي يک سر و گردن بالاتر و بلندتر ظاهر مي شد تا جائيکه با سن کم ، در بين همه بچه هاي محل و پايگاه انگشت نما بود و محبوب القلوب کوچک و بزرگ ، پير و جوان گرديد

تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در فيوضات و دبيرستان را تا سال اول نظري در دبيرستان صفا گذرانيد ولي غليان عشقي نهفته در دل به کربلا و عاشورا و جوشش غيرتي مردانه او را واداشت تا با دست کاري تاريخ تولدش و بزرگ جلوه دادن خود به جبهه جنگ اعزام شود



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 توسط سیدعلی اسلامی